خودت خوب میدونی این و براکی نوشتم.

(((خودت خوب میدونی این و براکی نوشتم))).
سلام
خیلی پرو هستم نه، خوب اشتباه از خودت بود میخواستی تو دلم جا خوش نکنی.
ممنون بازم برام وقت گذاشتی .قست اذعان نخواندی تو اون قسمت اذعان کردم.بخوان متوجه میشی.
دوباره اذعان میکنم در حق تو کوتاهی کردم .درست میگی سرت داد کشیدم اون روز خیلی قاطی بودم منو ببخش.
شرمندم من باید احساسم و به تو نشون می دادم اشتباه کردم اشباه .
تو این مدت با این همه رفتاررات حتی یکم از دوست داشتنم کم نشدچون تو حق داری .
کاشکی میتنونستم ازت متنفر بشم کاشکی میتونستم از تو بدم بیاد ولی نمیتونم.
چه باشی چه نباشی دوست دارم اگه بت اس ام اس دادم که دیگه دوست ندارم ببینمت به این خاطره
که میدونم دیدارمون باعث میشه که دوباره اعصابت بهم بریزه.
.. .. دوست دارم.
گفتن احساسه پس چرا تمام نشد.
گفتن عادت کردی فقط، پس چرا ترک نشد.
گفتن به خودت فرصت بده فراموشش میکنی،این همه فرصت چرا فرا موش نشدی .
گفتن خاطراتن فقط به زودی خاک روشون و میگیره و فراموش میشن پس چرا هر روز یه خاطره جدیدی برام زنده میشه .
خوب پس این چیه اسمش چیه؟
نمی دونم هر چی دوست داری فکر کن .نمی دونم چکار باید بکنم .خودم و کشیدم کنار بخاطر خودت.
ولی بدون اگه دوست نداشتم رفتنت برام خیالی نبود.
من پی به تمام اشتباهاتم بردم.ولی کاش زودتر می فهمیدم.
.. .. خیلی ماهی .
.. ..خیلی برام عزیزی.
برات ارزوی موفقیت میکنم.
|
+|
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 توسط فرهاد
|
| ارسال به دوستان